ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
55
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
فصل دوم در وقايع اولاد كسرى كه بعد از دولت اسلام و استيصال عجم بسيستان افتادهاند و پس از مدتها كه مخفى بودهاند تا زمان ظهور دولت يعقوب ليث و خلف بن احمد تا زمان ملك تاج الدين ابو الفضل كه آن اول كسى است كه القاب ملكى يافته است تا زمان ملك قطب الدين محمد . چون خسرو پرويز قبول دين مبين حضرت سيد المرسلين و خاتم النبيين ننمود ، دولت روى از عجم برتافته ، ملك از اولاد او به عرب انتقال يافته و كسر به اولاد كسرى واقع شد . اردشير بن قباد بن خسرو از مداين در زمان پادشاهى يزدجرد شهريار بيرون آمد . در حوالى دزفول مسكن گرفته . بعد از تسلط عرب و شكست يزدجرد در ظل حمايت يكى از اكابر آنجا كه اجداد آن شخص در زمان نوشيروان تربيت يافته بودند بگوشهاى مختفى مىبود و كيخسرو بن اردشير بنابر خصومتى كه جمعى ديگر با آن شخص داشتند در جوار او نتوانست بود از دزفول به فارس آمده از آنجا نيز متحرك شده به دزهفتقواد كه حالا قصبهء بم مشهور است نزول نمود . و مدت صد سال در آن حدود [ 25 ] ساكن بودند و چون مردم به نسب و حسب ايشان مطلع شدند . سليمان بن هامون بن كيخسرو از آنجا به سيستان آمده ، در حوالى روستاق حوض دارا 27 كه موضعيست از نيمروز ساكن شده به روش فقرا و مساكين روزگار ميگذرانيدند و ابو الفضل نصر بن خلف ابتداى حرفه به رويگرى نمود با ليث پدر يعقوب به آن امر مشغول بودند . چنانچه يعقوب به آل صفار مشهور است . و نسب يعقوب به نوشيروان ميرسد ، چنانچه سابقا ذكر شد . و بتحقيق پيوسته كه بعد از استيصال عجم كيخسرو و هامون نام ، دو پسر از اولاد انوشيروان به دزفول آمده در ظل حمايت يكى از اكابر آنجا